تبليغاتX
آسمان خلیج همیشگی فارس

زمان آن رسیده که تظاهرات هدفمند شود – 13 آبان کلید و استارت ماندن در خیابانها را بزنیم ( اطلاع رسانی را آغاز کنید )

w444

ما خوشبختانه برای کودتاگران ملتی هستیم که بر خلاف معترضین کشورهای دیگر دست کم در این 100 روز  اخیر  به هیچ آشوب خیابانی و حتی دست به تظاهرات هدفمند نزده ایم که جای شکر برای کودتاگران دارد

244cu4xبه حدی تظاهرات ما به دور از خشونت علیه کودتاگران است که به خود جرات میدهند به زندانیان ما بدتر از اسیر جنگی برخورد کنند و به آنها با خیالی آسوده تجاوز میکنند و خود را  ارضا کنند که باعث حیرت همه جهانیان و خود ما  شده چرا که در گوانتانامو و ابوغریب نیز چنین برخوردی با زندانیان نکردند . تجاوز میکنند . نداها و سهرابها را میکشند بدون اینکه به کسی جوابگو باشند .رئیس پلیس تهران هم آنقدر از تظاهرات آرام ما حال کرده که با صراحت دیروز گفت ” به رضایت آشوبگران ( معترضین ) احتیاجی نداریم “ شاید حق با او باشد او از معترضین هر چند که میلیونی باشند نمیترسد شاید در روزهای اول تظاهرات مردمی جرات نداشت چنین حرفی را بزند ولی الان از این بابت که آشوبگران آشوبگر نیستند و با سکوت و چند تا شعار اعتراضاتشان را به پایان میرسانند به خود جرات میدهد که این اراجیف را بگوید . دوستان بیایید واقع بین باشیم و قبول کنیم دیگر تظاهراتی که  صبح میلیونی به خیابان می آییم و شهر را در آن ساعات حضور در تصرف خود قرار میدهیم و  بعد از تظاهرات مثل بچه های خوب شهر را پس میدهیم و به خانه برمیگردیم به هیچ جا نمیرسیم لااقل از این به بعد به هیچ جا نمیرسیم .  به غیر از اینکه با این تظاهراتهایی که هدفمند نیستند  چند کشته و مجروح به جای بگزاریم و چند تا کودتاگر رو در زندانها را با امیال پست شان با دستگیر شدگان که اغلب از جوانان ما هستند در سلولهای انفرادی  تنها بگذاریم هیچ نتیجه ای دیگر نخواهیم  داشت . کودتاگران حضور میلیونی ما را ندیدند که دیدند / دنیا و رسانه های جهان حضور میلیونی و جدی معترضین را ندیدند که دیدند . سازمانهای بین المللی . حقوق بشر . و … از ما حمایت نکردند که کردند ما تا اینجای کار درست پیش رفته ایم و به هدفهای خود  رسیده ایم .  در موقع انقلاب اسلامی همین روحانیون  و کودتاگران امروز  ما را تشویق به تظاهرات خشن میکردند و میگفتند اگر جانتان را در راه این حکومتی که قرار است امام زمان در آن حضور پیدا کند فدا کنید باز  کم کرده اید  ! حتی وقتی که به سفارت یک کشور حمله کردیم که خلاف قوانین بشریت و بین الملل هست ما را تشویق کردند . ما را تشویق کردند که مجسمه ها و هر آنچه که به رژیم پهلوی مربوط بود آتش بزنیم . بشکنیم .و حتی بکشیم و بسوزانیم4gdrbx3

  در خیابانها سنگر بسازیم . به اسلحه خانه ها حمله کنیم .و تهران  را برای آنها با این همه کشته و مجروح به اشوب بکشیم

2005942386195121167_rs

و دو دستی با احساس پیروزی تقدیم به این جنایتکاران امروز کردیم .

دوستان سبز  من نه قصد دارم دعوت به شورش کنم . و نه میخواهم کسی را دعوت به خشونت علیه این جنایتکاران کنم .

ما همکنون ملتی هستیم که اسیر حکومتی شده ایم که از کشتن ما و ریختن خون ما ابایی ندارد . مدل انقلابی هم که در سال 1357 در ایران شد به هیچ عنوان مدلی نیست که در این حکومت مذهبی از آن الگو گرفت و از آن استفاده کرد  چرا که شرایط آن زمان بسیار متفاوت بود . ما با حکومتی طرف هستیم که به شدت از حکومت شاهنشاهی  سرکوب کننده تر است . بخصوص که این حکومت و نظام دیکتاتوری حاکم دینی هم هست . آنها میتوانند بنام دفاع از دین و مذهب با ما برخورد کنند . شاید اگر موفق شویم که خواهیم شد این حکومت دیکتاتوری را از میان برداریم سخت ترین و مشکلترین انقلاب مردمی انجام شده را در جهان بنام خود ثبت خواهیم کرد . پس باید به سراغ الگوهایی برویم که در اعتراضات مردمی که پتانسیل آن را داشته باشیم و  در چند کشور  جواب داده و دولت و حکومت را فلج کرده و باعث شده که به خواسته مردم تن در نهند . بهترین الگویی که متناسب با حال و احوال جنبش سبز است

 

اوکراین٫ صربستان و رومانی

مردم این  کشورها نشان دادند  ماندن  مداوم در خیابان باعث سقوط دولتشان شده . اوکراین وصربستان هر دو جنبشهای بدون خشونت بودند که مردم یکی دو هفته مداوم  در خیابانها مانند تا دولتی که در انتخابات تقلب کرده بود سقوط کرد. رومانی از سخنرانی رهبر شروع شد و مردمی که برای تشویق رهبر آمده بودند  در خیابانها ماندند و دولت سقوط کرد

2596-748364

جمعیتی را که در بالا ملاحضه میکنید جمعیتی هست که باعث سقوط دولت اکراین شد آنها در سرمای بسیار شدید در خیابانها  بصورت شبانه روزی ماندند و در اقدامهای هماهنگ توسط لیدرها جای خود را برای استراحت به یکدیگر میدادند . لازم به ذکر است که این جمعیت از ابتدا به این تعداد نبوده با اطلاع رسانی مردم دیگر هم به این اعتراض پیوسته و این عکس بالا یکی از روزهای اوج ازدحام را نشان میدهد . حالا تصویر پایین را که راهپیمایی سبزها رو فقط در یکی از خیابانها نشان میدهد را با تعداد معترضین انقلاب نارنجی در اکراین مقایسه کنید

Mousavi--huge-ally

حال تصور کنید که با اطلاع رسانی و هماهنگی سازمان یافته و آموزش تعداد زیادی لیدر از طریق اینترنت و پخش شدن آنها در جمعیت مردم را مثلا در همین خیابان تصویر بالا دعوت به ماندن کرد و از مردم دیگر با اطلاع رسانی بخواهیم که آنها هم به خیابان مذکور بیایند و نگذارند که تعداد کم شود چه اتفاقی پیش خواهد آمد . بله . این همان کابوس تلخ رژیم است …

4965_98451876789_505056789_2521425_1945715_n

دوستان سبز . این تجربه ای است که در چند کشور جواب داده . در تایلند مردم فرودگاه را چند شب در تصرف خود در آوردند و باعث استعفای دولت شدند . چرا ما با این پتانسیل که قطعا از کشورهای ذکر شده بالاتر است این حرکت  را آغاز نکنیم ؟

چرا 13 آبان را برای این طرح در یکی از خیابانها و شا راه های تهران انجام ندهیم ؟

از همکنون یکماه فرصت داریم که در این زمینه راهکارها . هماهنگیها .آموزش لیدرها را آغاز کنیم .و از همه مهمتر اطلاع رسانی

بله ما دقیق 28روز برای هدفمند کردن اعتراضات مردمی فرصت داریم که بسیار زمان خوبی است . اگر مردمی که ما در روز قدس شاهد ابتکارات آنها بودیم از این فراخوان با خبر شوند مطمئنا استقبال خواهند کرد . و چنانچه هسته اصلی این طرح  بعد از اطلاع رسانی در یک محل شروع شود مانند یک آهن ربا همه را جذب خواهد کرد و جمعیت را به سمت میلیونی میرساند و به شما قول میدهم کار این رژیم تمام خواهد شد . با ماندن در خیابان کارمندان نیز به بهانه بسته شدن خیابان و حتی دانشجویان به ما میپیوندند . مطمئن باشید دانشجویان با حضور چندین هزار نفری خود به ما خواهند پیوست . دنیا ما را نظاره خواهد کرد . و منتظر واکنش معقول از طرف کودتاگران هستند . آنها نمیتوانند این جمعیت را که نشسته اند اوباشگر معرفی کند .

شاید بگویید این طرف دچار توهم شده ! این توهم نیست یک واقعیت است که در کشورهای دیگر افتاده و جواب داده در ایران استعداد آغاز این حرکت و به پیروزی رسیدن این حرکت  به نظر من با این پتانسیل  میلیونی مردمی حتی بیشتر از کشورهای ذکر شده هست .

پس همه با هم  از امروز تا هفته دیگر خیابانی را که قرار است در آن تحصن ده ها هزار نفری شکل بگیرد را مشخص کنیم

اطلاع رسانی از اهم امور است روزانه در وبلاگها شبکه های اجتماعی این حرکت را به مردم بخصوص فضای خارج از اینترنت اطلاع دهیم

آموزش لیدرها و هماهنگی بین لیدرها از طریق اینترنت

آغاز آموزش مردم برای ماندن و چگونگی اطراق مردم در خیابان بخصوص در شبها

و …

 

+ نوشته شده توسط حمید در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 و ساعت 14:58 |
پوستر زير گوياي همه چيز است

لطفا هرچه سريعتر اطلاع رساني كنيد.

براي مشاهده تصوير در سايز بسيار بزگتر و كيفيت مناسب چاپ روي تصوير كليك كنيد.

تهيه پوستر توسط سايتك

+ نوشته شده توسط حمید در یکشنبه پنجم مهر 1388 و ساعت 13:15 |
  • تظاهرات میلیونی سبزها در آخرین جمعه ماه رمضان ( روز قدس )

     

  • دیگر برای آزادی قدس تظاهرات نمی کنیم برای آزادی خودمان تظاهرات می کنیم، برای گرفتن رای های دزدیده شده مان و حق پایمال شده مان، برای جلوگیری از پایمال شدن خون شهدای عزیزمان، برای جلوگیری از پایمال شدن حق و حقوقمان، برای رساندن صدای برادر و خواهری که مورد تجاوز قرار گرفتند، برای کسانی که شکنجه شدند، برای کسانی که به شهادت رسیدند و مخفیانه به خاک سپرده شدند........
  • ما شهید ندادیم که سازش کنیم و بگذاریم حقمونو راحت بخورن و نمیگذاریم خون شهدای عزیزمان مثل ندا ، سهراب و ... پایمال بشه.
  • درود بر غیرت ایرانیان آزادی خواهی که مرد و مردونه پای حقشون وایسادند و پا پس نمیکشند........
  • بجنگ تا بجنگیم ما بچه های جنگیم / ما سبزهای آزادی خواه همه با هم هستیم

    ---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  • شبهای نوزدهم و بیست و سوم رمضان برابر با هجدهم و بيست و دوم شهريور در مهدیه تهران
  • شب بیست و یکم رمضان برابر با بيستم شهريور تجمع سراسری موج سبز با حضورمهدی کروبی و مهندس موسوی و با سخنرانی سید محمد خاتمی در حرم امام خمینی (ره)
  • و در نهايت 28 رمضان برابر با 27 شهريور مصادف با روز قدس ، شركت در نماز جمعه به امامت آیت الله  اکبر هاشمی رفسنجانی در تهران و تظاهرات سراسری جنبش سبز در سراسر کشور

     اين هم اطلاعيه تصوير ( تصوير زير متحرك است! )

  • + نوشته شده توسط حمید در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت 12:22 |

     

    حتما تا به حال متوجه شده اید که دلت کودتا تا کنون هزینه های گزافی برای م ردن اعتراضات مردم پرداخته است . این هزینه ها شمامل امنیتی کردن فضای کشور و به خصوص تهران و همینطور به وجود آمدن بی نظمی و هرج و مرج های کنترل نشده در نظام سیاسی و اقصادی ایران است.

    علی رغم اینکه دولت و حکومت کودتا هزینه های زیادی را پرداخته ، اما هنوز مشکلات و نگرانی های زیادی را پیش رو دارد . مشکلاتی از قبیل : برگزاری دادگاههای نمایشی که در آن ارکان خود جمهوری اسلامی محاکمه می شوند که خوب باعث زیر سوال رفتن کل نظام می شود ، منزوی و آسیب پذیر بودن دولت در برابر مردم و اطرافیان خودشان ، مجبور به تصفیه کردن دستگاهها و سازمانهای پر هزینه ای مثل وزارت اطلاعات ، نگران بودن در برابر عکس العملهای مجلس شورای اسلامی در برابر فعالیتهای دولت ، قابل پیشبینی نبودن مردم و همینطور رفتار آنان با دولت کودتا ، مجبور به تخصیص هزینه های گزاف به نیروهای سرکوبگر  که در این اوضاع نا بسامان مالی کشور بسیار مخرب است ، امکان همکاری نکردن بانکها و ادرات اعتباری خصوصی با دولت کودتا بخاطر فقدان مشروعیت و ترس از تحریم شدن توسط مردم ، تحقیرها و تحریم هایی که دولت کودتا بین المللی می شود و از همه بیشتر ، دولت نگران ادامه ی اعتراضات مردم است که بسیار شدید باعث فرسوده شدن دولت کودتا می گردد. اما این اعتراضات باید برای مردم و معترضان بسیار کم هزینه و بی خطر باشد .

    در حال حاضر ، برای نشان دادن اعتراضات باید خلاق بود . به عنوان مثال ، به رنگ سبز در آوردن محیط اطراف ، تعلل در انجام تعهدات بانکی و مالی ، نپرداختن قبوض آب و برق به مدت طولانی ، بیرون کشیدن تدریجی سپرده های قرض الحسنه از بانکهای دولتی بسیار کم هزینه بوده ولی خیلی موثر است .

    البته بنده با اعتراضات خیابانی مخالف نیستم و اتفاقا باید بگم که این گونه اعتراضات بسیار موثر بوده و نتیجه بخش تر است اما این اعتراضات ممکن است خساراتی را هم به مردم وارد کند که زیاد خش یمن نیست.

    در پایان هم باید عرض کنم که قرار است فرصت های نابی از طرف خداوند متعال به موج سبز داده شود . بزودی و با شروع ماه مبارک رمضان و رسیدن به روز بزرگ عید فطر فرصتی برای حضور میلیونها ایرانی با غیرت برای همبستگی و اعلام انزجار از دولت کودتا و حکومت دیکتاتوری فراهم خواهد شد.

     

    + نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 11:45 |


    ** هشتم مرداد ; چهلم ندا : در کنار مادر ندا خواهیم بود **


    پنج شنبه 8 مرداد از ساعت "5:00 در مکان شهادت ندا جمع شده و با روشن کردن شمع به سوي منزل او خواهيم رفت ...


    پنج شنبه هشتم مرداد :


    چهلم شهيدان راه آزادي را در سراسر ايران و جهان با تجمع ها و روشن کردن شمع پاس خواهيم داشت .

    + نوشته شده توسط حمید در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 17:27 |

    در بزرگترين اعتراض مدنی ميليونی ، قانونی و شبانه در ايران و در سه شنبه شب 30 تير ماه 1388 (به ياد جان باختگان روز 30 خرداد که در حکومت نظامی کشته شدند از جمله ندا آقا سلطان) از مردم ايران درخواست مي گردد رأس ساعت 9:00 شب و دقیقاً با آغاز اخبار ساعت 9 همگی يک وسيله برقی پر مصرف ( ترجيحاً اتو يي که روی درجه آخر هست و يا جاروبرقی، سشوار، هيتر و ...) را برای 4 دقيقه (۲۴۰ ثانیه) به برق متصل کنيد ( اگر مي خواهيد بيشتر تأثير گذار باشيد همزمان 2 يا سه وسيله را با هم به برق بزنيد). توجه کنيد که زمان بسيار و بسيار مهم است. در صورتی که حتی 10 ثانيه تأخير داشته باشيد از قافله عقب خواهيد ماند.

    با همکاری 3 ميليون خانواده در ايران دقيقاً در ساعت 9 شب که خود را با دینگ دینگ کردن آغازی شروع اخبار ساعت 9 شب شبکه اول هماهنگ کرده و با دینگ دینگ آخر و شروع اخبار، اتوی خود ( يا سه شوار و يا هر وسيله پر مصرف از قبيل هيتر و ...) را به برق می زنند، شوکی به شبکه نيروگاهی ايران وارد آمده و شبکه برق کشور ناچار به قطع بارها و خاموشی مطلق خواهد شد.

    توصيه ايمنی: پس از قطع برق فوراً وسيله برقی و يخچال خود را از برق بيرون بکشيد تا در هنگام وصل مجدد برق که حدود 2 ساعت طول مي کشد ضمن اينکه يخچال شما آسيب نمی بيند، هم وطنان ما در اداره مرکزی ديسپاچينگ ملی برق نيز سريعتر بتوانند شبکه برق را بازيابی و برق شما را وصل کنند.

    نکته مهم : بعيد نيست که در روز 30 تير ماه حکومت زمان اخبار ساعت 9 را عوض کند و يا در شهرهای مختلف اخبار را با تأخيرهای جداگانه پخش کنند . مثلاً اخبار را ساعت9:01 دقيقه پخش کنند. مهم نيست. ما با شروع اخبار وسيله های برقی را به برق متصل مي کنيم. اين کار حکومت چون به تفکيک هر شهر انجام مي شود تأثيری ندارد. و اگر آن شب اخبار ساعت 9 را پخش نکردند، با اخبار ساعت 10 شبکه سه اين کار را انجام مي دهيم. اگر اخبار ساعت 10 شبکه سه نيز پخش نشد با اخبار ساعت 10:30 شبکه 2 اين کار را مي کنيم.

    اين کار و تحمل ماکزيمم 2 ساعت بی برقی نتايج ذيل را به همراه دارد.

    1) وحدت ملی را به رخ حکومت ديکتاتوری مي رسانيم

    2) اين خبر مانند بمب در تمامی دنيا صدا مي کندو غير قابل کتمان مي باشد( ديگر نمي توانند بگويند اينها خارجی هستند و وجود مردم را کتمان کنند)

    3) حکومتگرانی که هنوز در خوابند يآ خود را به خواب زده اند با قطع برق کل ايران، برق آنها نيز قطع شده و می فهمند که رفتنی هستند (شايد به راه راست برگردند).

    4) ديگر با استفاده ابزاری از انگ منافق، بسيج و سپاه قادر به مقابله و سرکوب با مردم عادی نيستند.

    5) حکومت ديکتاتور از قدرت اتحاد ملت به ترس و وحشت خواهد افتاد

    6) ملت ايران خود را باور خواهند کرد و برای حرکتهای بعدی آماده خواهند شد.

    7) بدون اينکه حتی خون يک نفر هم ريخته شود و يا کسی شناخته شده و به زندان بيفتد يک راه پيمايي ميليونی شبانه کرده ايم.

    8) پس از خاموشی مطلق ( توضيح اينکه در 30 تير ماه ، ماه در ساعت 9 شب در آسمان نبوده و همه جا تاريک و بدون هيچگونه نوری مي گردد) می توانيم بدون ترس از نفوذيان رژيم کودتا فرياد آزادی و الله اکبر سر دهيم.

    9) با توجه به اينکه قطع سراسری برق يک کشور جزء حوادث تاريخی آن کشور مي باشد، اتحاد ايرانيان ظلم ستيز و شب 30 تير ماه به تاريخ مي پيوندد.


    پس همراه شو هم وطن و اين مطلب را حداقل به 10 نفر از بستگان خود که دسترسی به اينترنت ندارند با توضيح کافی در خصوص اهميت هماهنگی در زمان اتصال وسيله برقی دقيقاً در ساعت 9 شب و قطع وسيله های برقی پس از خاموشی بگو.

    ------------------------------------------------------------------------------------------

    مطلب ذيل را برای مهندسان برق قدرت دارای تخصص مطالعات سيستم مينويسم که آنها نيز با قدرت مضاعف همراه شوند.

    1) شبکه برق ايران در ساعت 9 شب حدود 3000 مگاوات توليد رزو آبی در 25 واحد نيروگاهی دز، کارون، مسجد سليمان، کرخه و ... دارد که اين واحدها به دليل خصوصيت واحدهای آبی به سرعت وارد مدار شده و پاسخ گاورنر آنها بسيار سريع مي باشد.. ولی مطمئناً حکومت با اطلاع از قصد ملت به اين کار، واحدهای نيروگاهی را به حالت Stand Byروشن در مدار قرار خواهد داد. ولی در صورتيکه 3 ميليون خانواده با هم و به فاصله 10 ثانيه ماکزيمم اتوهای خود را به برق بزنند، توان اکتيوی حداقل برابر با 3،000،000 ضربدر 1000 وات ( متوسط) که برابر با 3000 مگاوات مي شود از شبکه درخواست مي شود که فرکانس را با افت بيش از 5 هرتز مواجهه مي کند. با توجه به افزاي

    + نوشته شده توسط حمید در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت 17:14 |
    آيت الله هاشمي رفسنجاني رييس مجلس خبرگان رهبري در باشكوهترين نماز جمعه تاريخ تهران و در اجتماع ميليونها تن از مردم گفت:نماز جمعه امروز بي شباهت به نماز جمعه اول انقلاب كه آيت الله طالقاني وبا حضور همه سليقه ها اقامه مي كردند نيست.
    هاشمي در بخش اول اظهارات خود به تبيين سيره پيامبر در ايجاد حكومت بمناسبت سالروز مبعث نيوي پرداخت.
    وي گفت : در قرآن كلمه ناس (مردم) حدود 500بار بكار رفته وكار پيامبر اداره حكومت با زور نبود بلكه با انس والفت بود.

    هاشمي در پايان خطبه اول با اشاره به حضور پيامبر اكرم در قبرستان بقيع در روزهاي پاياني عمر مباركشان گفت:پيامبر خطاب به اموات مومنين بقيع گفتند كه خوشا بحالتان كه نيستيد واين روزهاي تفرقه را نمي بينينيد.

    هاشمي در خطبه دوم با اشاره به كشتار مسلمانان چين گفت:از دولت چين انتظار داريم كه به وضع اسفبار مسلمانان رسيدگي كند وبه نفع دولت چين نيست كه با يك ميليارد وششصد ميليون مقابله كند.

    در اين زمان تعدادي از نماز گزاران شعار مرگ برچين را دادند كه هاشمي با اشاره به وضعيت خيابانهاي اطراف گفت كه از شعار دادن خودداري كنند كه اين صحبت با تشويق مردم حاضر در خيابانها مواجه شد.

    رييس مجلس خبرگان رهبري درباره انتخابات گفت:اي كاش شرايطي كه در آستانه انتخابات وجود داشت ادامه پيدا مي كرد وما در دنيا سربلند مي شديم كه متاسفانه اينگونه نشد كه اگر آزادي ونشاط ادامه داشت هركسي پيروز انتخابات مي شد براي ما مايه افتخار بود.

    هاشمي با اشاره به روايتي كه از پيامبر به نقل از امام خميني درباره اساس انقلاب شنيده متن روايت رابر لازمه حمايت اكثر مردم از حكومت اسلامي دانسته وافزود:پيامبر به علي (ع) فرمود كه اگر مردم از تو حمايت نكردند وظيفه اي براي حكومت نداري واين نقش بي مانند مردم در نظام اسلامي را مي رساند.

    وي با اشاره به تاكيد امام خميني بر واگذاري حكوت به مردم گفت امام حتي پيش از پيروزي انقلاب و در زمان صدور حكم مهندس بازرگان بر نقش مردم وقانون در اداره حكومت تاكيد داشتند.

    هاشمي ادامه داد:در اواخر دوران تبليغات ما دچار ترديد شديم كه اواخر دوران انتخابات ما بدليل عملكرد نادرست صداوسيما و برخي ديگر شامل عده زيادي از مردم و انتخابات دچار ترديد شدند والبته ئگروهي هم محكم ايستاده اند ومي گويند وضع خوب است.

    امروز تلخ است هيچ يك از جريانات دلش نمي خواست اينطور شود من چند پيشنهاد به ذهنم مي رسد بعنوان راه حل عرض مي كنم:
    مساله مهم برگرداندن اعتماد ملت است كه تاحدودي مغشوش شده است،همه ما چه حكومت چه نيروهاي امنيتي وچه مردم به قانون پايبند باشند.
    بايد فضايي بوجود بيايد كه همه بتوانند حرفشان رابزنند بخصوص در صدا وسيما ،متاسفانه از فرصتي كه رهبري به شوراي نگهبان 5روزه دادند كه عقلا را بياوريد به خوبي استفاده نشد ،براي حفظ ارزشها وانقلاب در اين مقطع مي تواند اين حركات انجام شود و به قناعت برسيم.

    لازم نيست در اين شرايط ما افرادي را دزندان داشته باشيم نگذاريد بخاطر زنداني بودن يك عده دشمنان به ما بخندند.
    به آسيب ديدگان اين حوادث دلجويي شود و همدردي شود.

    با سعه صدر برخورد شود رسانه هاي قانوني را محدود نكنيم واجازه دهيم فضاي آرام انتقادي و تاييدي بوجود بياييد ونيروهاي انتظامي نظامي وامنيتي اجازه دهند اين فضا بوجود بيايد.

    مراجع ما هميشه كه هميشه پشتيبان نظام بودند چرا بايد برنجند.
    اميدوارم خطبه هاي امروز نماز جمعه شروع تحولي در جامعه باشد.

    در پايان نماز جمعه شعار هاي چند ميليون نمازگزار حاضر در نماز جمعه تهران با عنوان هاشمي حمايتت مي كنيم سرداده شد وتعدادي از نيروهاي افراطي حاضر در صحنه هم شعارهاي ديگري را سردادند.

    با وجود اقامه نماز تعدادي از هواداران افراطي دولت اقدام به همهمه وسردادن شعار مي كردند.

    هاشمی: اعتماد مردم را برگردانیم، این هدف مقدس ماست
    اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه آخر نماز جمعه امروز تهران، ۲۶ تیرماه، با اشاره به حضور انبوه مردم در انتخابات گفت که «هدف مقدس ما بازگرداندن اعتمادی است که مردم را وارد میدان کرد».
    آقای رفسنجانی با توصیف خود به عنوان کسی که «لحظه به لحظه همراه انقلاب بوده» از قول آیت‌الله روح‌الله خمینی گفت که «مردم اگر همراه ما باشند همه چیز داریم» و ادامه داد که «اگر مردم راضی نباشند» حکومت غیرممکن است.
    از زمان اعلام نتیجه انتخابات ریاست جمهوری که وزارت کشور دولت نهم و شورای نگهبان محمود احمدی‌نژاد را پیروز آن اعلام کردند، عده انبوهی از مردم ایران با حضور در راه‌پیمایی‌هایی مخالفت خود را با این نتیجه اعلام کرده و به رغم فرمان رهبر جمهوری اسلامی آن را نپذیرفته‌اند.
    اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان، از همگان خواست که در چارچوب قانون حرکت کنند. او مقصود خود از «همه» را «نظام، دولت، مجلس، نیروهای امنیتی و انتظامی و مردم یعنی معترضین» اعلام کرد.
    آقای رفسنجانی در مهم‌ترین نماز جمعه جمهوری اسلامی پس از نماز جمعه‌ای که علی خامنه‌ای یک هفته پس از اعلام نتیجه انتخابات ایراد کرد گفت که «زندانی‌ها را اجازه دهیم که به خانواده‌هاشان برسند».
    او هشدار داد که «نگذاریم که به خاطر زندانی بودن عده‌ای دشمنان ما ما را شماتت کنند».
    آقای رفسنجانی همچنین گفت که باید با «آسیب‌دیدگان» حوادث پس از اعلام نتیجه انتخابات «همدردی و دلجویی شود».
    رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در حالی نماز جمعه امروز را آغاز کرد که جمعیت انبوهی که گفته می‌شود اغلب آنها حامیان میرحسین موسوی بودند در محل اقامه نماز جمعه تهران و خیابان‌های اطراف آن حضور یافته‌ بودند.
    در همین حال شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان ساعتی پیش از قول شاهدان عینی اعلام کرد که نیروهای امنیتی به دلیل ازدحام مردم در مقابل در بزرگ دانشگاه تهران اقدام به پرتاب گاز اشک‌آور کرده‌اند.

    منبع سایت بالاترین

    + نوشته شده توسط حمید در جمعه بیست و ششم تیر 1388 و ساعت 19:36 |
    راههای اعتصاب و تحریم دولت کودتا

     اگرچه اعتصاب و تحریم برای ما مردم بسیار سخت و ناگوار است اما باید این مدت را تحمل کرد تا وضعیت بهتری برای خودمان رقم بزنیم.

    لطفا اطلاع رسانی کنید

     1- تحریم دولت کودتا از طریق بانکها

     از مردم و بازاریهای محترم می خواهم که هرچه زودتر نقدینگی خودشون را از حسابهای جاری و پس انداز خارج کرده و تا حد ممکن از نگه داشتن پول نقد در بانکها خودداری کنید. باید تمام مردم تنها برای رفع نیازهای اساسی خودشون پول خرج کنند و باقی نقدینگی را نزد خودشون نگه دارند تا دولت با مشکل کمبود نقدینگی مواجه شود . اگر حساب پس اندازی در بانکهای خصوصی قوامین و سینا دارید ، هرچه زودتر آن حسابها را ببندید و دیگران را هم به این کار تشویق کنید چونکه به زودی این بانکها ورشکست خواهند شد و بعید نیست که با اختلاس چندین میلیاردی ، صاحبان این بانکها فرار کنند. در ضمن این بانکها گروههای لباس شخصی و بسیجی های مزدور را در ایران تغذیه می کنند. اگر می خواهید بانکها با مشکلات کمبود بودجه و همچنین مشکلات سرمایه گذاری روبه رو شوند ، در ساعات کاری مبالغی را در یک بانک واریز کنید و بعد از پایان ساعت کاری که آن مبالغ به عنوان سپرده در سیستمهای حسابهای جاری و پس انداز ثبت شد ، از طریق اینترنت و خودپردازهای عضو شتاب همه ی در همان روز همه ی  مبالغ خود را بردارید که بانکها با مشکل محاسبات روبه رو شوند .

    2- تحریم دولت کودتا و صدا و سیمای دروغگو و مستکبر

    تمامی اعضای صدا و سیما و به خصوص کسانی که در جلوی دوربینها حاضر می شوند و دروغ به مردم ایران می گویند ، باید شناسایی شده و ترور شخصیتی شوند . هرگز به صدا و سیما آگهی و تبلیغات ندهیم و از دیگران هم بخواهیم که اینکار را نکنند . چراکه به زودی تحریمه همه گیر شده و این تحریم ها شامل کسانی که با صدا و سیما همکاری می کنند هم خواهد شد. هر کالایی را که صدا و سیما تبلیغ کرد ، باید تحریم شود ، به صورت همه جانبه . و همچنین هر فراخوان و هرگونه صرف جویی که صدا و سیما مردم را به آن دعوت می کند ، باید به صورت کاملا عکس عمل کنیم تا صدا سیما کاملا منزوی شود.

     3- تحریم روزنامه هایی که با هزینه های بسیار گزاف برای اشاعه ی دروغ بین مردم پخش می شود.

     روزنامه های کیهان ، وطن امروز ، ایران ، اطلاعات و جام جم را باید کاملا فراموش کرد و هرگز آنها را نخرید. همچنین اگر کسی و یا شرکتی با این روزنامه ها همکاری کرد هم باید تحریم شدید شود که دیگران دست به این کار نزنند.

     4- تحریم بازار بورس اگرچه سخت و ناگوار است  

     بورس هم باید تحریم شود . از خرید و فروش سهام به نفع دلت کودتا خودداری کنیم و تا حد ممکن باید سهام ها به دولت واگذار شود.

     5- تحریم مخابرات دولتی مخابرات با دولت کودتا همکاری های زیادی کرد

     تحریم مخابرات از طریق پرداخت نکردن صورت حسابهای ارسالی خود مخابرات امکان پذیر است . به هیچ وجه از قطع شدن خدمات توسط مخابرات واهمه نداشته باشید چراکه این موضوع بیشتر به مخابرات ضرر می زند و یک به یک از مصرف کننده هایش را از دست می دهد . بخصوص که سیم کارتهای اعتباری بسیار ارزان قیمت هستند و دقیقا همان خدمات را می دهند.

     6- تحریم دولت کودتا از طریق تحریم سازمانهای آب و برق

    سازمانهای آب و برق برای ارائه ی خدمات به مردم ، هزینه های زیادی را روی دست دولت می گذارند و تنها امیدشان برای برگشتن سرمایه ها ، فقط قبضهای آب و برق است و اگر این قبوض توسط خیل عظیمی از مردم پرداخت نشود ، کمر دولت می شکند . مخصوصا اگر سازمانها بخواهند خدمات خودشان را متوقف کنند فاجعه های بسیار بدتری به وقوع می پیوندد و اگر بخواهند تنها خانه هایی که قبوض ها را پرداخت نمی کنند را از خدمات محروم کنند ، باید به در خانه ها بروند و این موضوع برایشان بسیار بدتر خواهد بود.

     در پایان از همه ی شما می خواهم که در این مدت سخت ، حوصله داشته باشید تا بلاخره این روزگار سخت بر ما تمام شود. با امید مسلم به پیروزی

    + نوشته شده توسط حمید در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 12:23 |

     

    به کدامین گناه کشته می شوند

    ندا جان سلام

    شنیدم که می خواهی مارو ترک کنی و به دیاری بری که توش هیچ ظلمی نیست و تو رو در هیچ حصاری نمی اندازند. خوب باشه برو به سلامت ، اما دختر گلم قبل رفتنت چند کلمه باهات حرف دارم . اینها رو گوش کن بعد مارو ترک کن.

    ندا جان ، خوب می دونم که حرف دلت چی بود و خواسته ات از این دنیای بی کران فقط حقت بود ، ولی دخترم هنوز که حقت رو ندادن که می خوای بری.

    ندا جان ، دختر شجاعم صدات رو شنیدم که فقط رای خودتو می خواستی و شنیدم چطور صدات حتی از شلیک گلوله هم رساتر بود . اما ندا جان اگه تو بری  ما چطور حریف غرش گلوله ها شویم.

    ندا جان ، دختر معصومم ، با چشمان اشکبار دیدم که چطور از حضور سبزت در عرصه ی خیابانها استقبال بدی کردند ، ولی دخترم نگران نباش چون اونجایی که می ری از تو استقبال گرمی می کنند.

    ندا جان دختر مظلومم ، دیدم چگونه اون گلوله ای که قرار بود از جان ، پاکی و عصمتت محافظت کند ، سینه ات را شکافت . اما غصه نخور که دادگری آنان دور نیست.

    ندا جان  دختر مهربانم ، دیدم که چطور خون سرخت سنگ فرش خیابانهای سیاه شد . اما ناراحت نباش چون خیابانها خودشان به خون خواهی ات بلند می شوند.

    ندا جان دختر بی گناهم ، دیدم که چطور تو را به خاک و خون کشیدند و روی خاک کشور عزیزمان در خون غلطیدی . اما همگان دیدند که چطور فرشته ها با اشک خودشون تو رو غسل کردند و چگونه خیابانها عزادارت شدند.

    ندا جان دخترم ، می خواستی به تاریکی و دروغ اعتراض کنی  و آنان به جای تشکر از تو ، صدایت را خاموش کردند . اما نگران نباش چون همه آزادگان برای تو به فریاد بر آمدند.

    ندا جان فرزند خسته ام ، میدانم در اینجا مزد زحماتت را نگرفتی و حالا مجبوری که بری اما دخترم خوشحال باش چون خدا تو اون جایی که میری منتظرته تا هم ازت تشکر کنه و هم پیشانی نورانی ات را ببوسد .

    ندا جان ، دختر خروشانم ، خوب فهمیدم تو اون لحظات آخر چیزی می خواستی بگی ولی خونی که در گلویت بود نگذاشت ولی نگران نباش ما تا آخر می ایستیم که حرفهایت به گوش همه برسانیم.

    ندا جان دخترم ، می دانم که در آن روز از دستها و انگشتان ظریفت فقط برای نشان دادن پیروزی استفاده کردی و آنها با بی رحمی دستهایت را از این دنیا کوتاه کردند . اما ناراحت نباش چون همه ی فرشته ها می آیند و دستهایت را غرق در بوسه می کنند.

    ندا جان دخترم ، ناراحت نباش که مجبوری ما را در این راه تنها بگذاری و همینطور نگران آرزویت نباش . ماهستیم و اینقدر راهت را ادامه می دهیم تا به آرزویی که داشتی برسیم و یا ما هم به همان سفری که داری می روی می آییم.

    ندا جان  می دانیم که سفر خوبی خواهی داشت ولی بدان که ما همیشه به یادت خواهیم بود.

     

    در انتخابات چه می خواستیم و چه شد.

     

    زمانه ی غریبی است ، پیرها زهر می خورند و جوانها زهرماری . چرا و چطور اتفاق می افتد که ما گل می کاریم اما شلغم سبز می شود . چطور می شود که میلیون ها انسان که با انرژی و شور تمام می خواهند رئیسشان را عوض کنند و حداقل فردی را انتخاب کنند که تو چشم مردم نگاه نکنه و دروغ نگوید اما انگار هیچ وقت سرانجام به دست مردم نبوده .

    براشون اصلا مهم نیست که داخل اون برگه ها چی نوشته شده ، براشون مهم نبود که که صاحبان اون برگه ها چه آمال و آرزوهایی دارند ، براشون مهم نبود که ملیونها انسان از تیرگی ها بیزارند ، براشون اهمیت نداشت که عده ای از شب خسته شده اند ، براشون مهم نبود که میلیونها انسان مشتاق دیدن صبح اند، براشون مهم نبود که سرزندگی میلیونها انسان به سرخوردگی تبدیل بشه ، براشون مهم نبود که عزت و انسانیت میلیونها انسان بشکنند، براشون مهم نبود که امید زندگی همه ی اونها را بگیرند، فقط براشون مهم بود که اسم احمدی نژاد را از روی اکثر برگه ها بخوانند و حتی براشون اهمیت نداشت که روی برگه ها چیز دیگری نوشته شده نه احمدی نژاد.

    چقدر تلخه چهارسال شب رو تحمل کنی  به این امید که صبح می رسه و ماهها چشمت به آسمون باشه تا خورشید بیرون بیاد و خط بطلانی روی همه ی کابوسهای چهارسال گذشته ات بکشه اما همین که به لحظه ی آخر میرسه ، جلوی چشمات دو تا دست پلید بیاد و خورشیدت رو قبل از طلوع به بند بکشه . آخه این چه انصافی است که اون دستها ، تحمل شب برای چهارسال دیگر را هم بهت تحمیل کنه .

    وقتی خوب فکر می کنم چند شب گذشته زیاد تاریک نبود ، اون موقع  کنار حوض می نشستم و وقتی عکس ستاره ها را تو حوض می دیدم تو دلم می گفتم که بلاخره اینها باید جاشون را به خورشید من بدهند. با شوق فراوان دستهامو بالا می آوردم و با شب خداحافظی می کردم اما حالا می بینم شب هنوز سرجاشه و هنوز عکس اون ستاره ها تو حوض کوچیکم خودنمایی می کنه .  حداقل این ستاره ها با چند شب قیلم تفاوت کردند چراکه اونها تو حوضم جشن گرفتن و منو تحقیر می کنند . ستاره ها با بی رحمی تمام تو موج غمناکی که از افتادن اشکهام تو آب حوض درست شده  می رقصند و طولانی شدن شبهای منو جشن می گیرند.

    آخه این چه سرنوشتی است ، اگر بخوای با شب بمونی اشک از چشمات جاری میشه و اگه به دنبال خورشیدت بگردی خون از شقیقه ات سرازیر میشه . اما دیگه نمی تونم تحمل کنم ، حداقل درد تیر و شلاق بهتر از درد وجدان است . زخم حیوانات درنده  هرگز به دردناکی زخم زبونهای نسلهای بعدی ما نخواهد بود.

     تاریکی که بیکران نیست و تاریخ پر از افتخارمان نشان داده که ظلم و ظلمت بر این قوم جاودانه نیست . اگه خورشید نمی تونه به سمت من بیاد ، من باید به سمت خورشید برم و برگردونمش به جایی که باید باشه .

    اگه به دنبال خورشید هستی ، اگه فکر می کنی وقت شب تمام شده ، اگه هنوز می خوای که از این شوره زار سبز بشب ، اگه باور داری تاریکی تمام شدنیه ، اگه از دست عمله خسته شدی ،  اگه هنوز فکر می کنی فقط مهندس می تونه خونه ات رو دست کنه  بلند شو و به نسلهای بعد ثابت کن که تاریکی قوی بود ولی ما هم تا آخر باهاش جنگیدیم

     

     

    شرحی از وقایع انتخابات به عنوان یک ناظر

    من حمید مهریزی هستم دانشجوی کارشناسی و 22 ساله

     

    بنده در حالی که بغض سنگینی در گلو دارم و فقط توان تکان دادن انگشتهایم را به روی کیبورد دارم ، باید بگویم که یکی از طرفداران اصلاحات هستم بسیار به آقای مهندس میرحسین موسوی دل بستم.

    من در روز انتخابات به عنوان ناظر انتخاباتی احمدی تژاد انتخاب شدم و در شعبه ای در یکی از مناطق پرت و دورافتاده ی شهرستان قدس فرستاده شدم. خوب یادمه خودم از قصد احمدی نژاد را انتخاب کردم که از آزادی عمل بیشتری برخوردار باشم و بتونم جواب سوالات زیادی را برای خودم پیدا کنم . حالا برسیم به سرگذشت:

    روز قبل از انتخابات پر انرژی و شاداب منتظر زنگ تلفن بودم که باهام تماس گرفته بشه و مکانی رو که باید برای نظارت برم را اطلاع دهند ولی تماسی با من گرفته نشد و کم کم از تماس ستاد احمدی نژاد نا امید شده بودم . فردای آنروز به همراه خانواده ی عمویم و خواهرهایم یک گروهی شدیم و دنبال یک مکان خلوتی برای رای دادن بودیم که بلاخره تصمیم گرفتیم در یک مدرسه کوچک که طول صفهایش کمتر بود ، صف وایسیم . در فامیل به طور کل طرفدار مهندس موسوی هستیم و تو صف هم که با دیگران حرف می زدم اکثرا طرفدار موسوی بودند و این موضوع به من قوت قلب می داد . بلاخره بعد از یک ساعت نوبت به من و عمویم رسید و با افتخار به مهندس موسوی رای دادیم . البته با خودکار خودمان و همینطور مخفی کردن انتخاب مون. ولی  نمی دونم چرا از اینکه مهر جمهوری اسلامی به روی شناسنامه ام می خورد اصلا حس خوبی نداشتم. وقتی برگشتیم خونه بهم گفتن که از طرف شورای شهر من رو خواستن که برم ناظر احمدی نژاد بشم . نگاه به ساعت کردم دیدم ساعت 1 بعد از ظهر است که از من خواستن برم حوزه. ( حتما براشون مهم نبوده که تو این ساعت خواستن برم ، شاید هم خواستن بگن که ما هم به انتخابات شک داریم و یه نفر رو بفرستیم) با هزار سوال رفتم به اونجا که ای کاش پاهام می شکست و هیچ وقت اینکار رو نمی کردم . وقتی رفتم اونجا و کارتم رو گرفتم . ناظر فرمانداری ( آقای جعفری عضو سپاه شهرقدس)  خودش رو به من رسوند و خدا رو شاهد می گیرم که به من گفت : (( نیازی به ناظر برای احمدی نژاد نیست چون معلومه که رای میاره ( ولی من تو حوزه ها چیز دیگه ای رو دیده بودم) )) ناظر آقای مهندس موسوی (محمد مقدم عضو ستاد تبلیغاتی شهر قدس) هم به من خوش آمد گفت و از اینکه مسولان اجرای باهاش رفتار درستی ندارند دلگیر بود. من همون اول بهش گفتم که طرفدار مهندس موسوی هستم و این کارت من هم سوری هستش.

    فضای اون حوزه کاملا مسموم بود و به صراحت کسانی که در اونجا مسئولیت اجرایی داشتن براحتی در مورد احمدی نژاد تبلیغ می کردند و دائما به من به عنوان ناظر احمدی نژاد می گفتند که خیالت راحت باشه احمدی نژاد اوله ( نمی دونم چطور از آراء خبر داشتن ) حتی کسانی بودند که در صفها تبلیغ احمدی نژاد را می کردند و عوامل انتظامی اصلا باهاشون کاری نداشتن و حتی یکبار که من خونم به جوش اومد و به یک آقایی که دوستش رو به خاطر قصد رای دادن به مهندس موسوی رو داشت  مسخره می کرد ،  اعتراض کردم پلیس به من پرید و ازم خواست دیگه سمت مردم نروم وگرنه با من برخورد می کند.

    گذشت و تا ساعت 4.5 بعد از ظهر اونجا خلوت بود و جمعیت زیادی تو صف نبودن که یک دفعه بعد از 4.5 بعد از ظهر به یک باره جمعیت حاضر در صفها رو به افزایش رفتند . چیزی که خیلی باعث تعجب من بود این بود که تا اون ساعت فقط 600 رای در اون حوزه داده شده بود اما یکدفعه 900 تعرفه ی رای به  ستاد اضافه شد و این خیلی عجیب بود . تا حدود ساعت  5 بعد از ظهر یعنی 9 ساعت بعد از شروع انتخابات 600 رای داده شده و در یک ساعت پایانی مدت انتخابات قرار است این رقم به 1500 رای افزایش پیدا کند ، حتما این موضوع با برنامه ی قبلی است و به یه نتیجه ی می خواهن برسن  ( نتیجه ی آن را در پایان خواهم گفت ) . از طرف دیگر یک نکته ای خیلی برای من زجر آور بود و اون هم این بود که مردم برای نوشتن رای خیلی روی همدیگر تاثیر داشتند و حتی من با چشمای خودم می دیدم که کسانی  نظر دیگران را می زدند و تا به کاندیدایی که خودشون دوست داشتند رای بدهند . البته با سمج شدن من و صحبتهایی که با ناظر مسئول می کردم ، بلاخره یکی دو نفر را از حوزه بیرون انداختند و به چند نفر هم گفتند لطفا دست از سر مردم بردارید و اجازه بدید خودشون رای بدهند ( چقدر کارشکنی ) .

    از اتفاقات عجیب غریبی که در حال رخ دادن بود یکیشون خیلی جالب بود ، مسئولیت حفاظت از صندوق با یک سرباز مسلح بود اما با یک اتفاق نادر یکی از کارمندان خانم که کاملا مشخص بود طرفدار احمدی نژاد بود شد مسئول محافظت از صندوق . و جالب این بود که دائما با صدای بلند می گفت : (( همه دارن به احمدی نژاد رای می دهن)).

     جمعیت رای دهنده همینطور اضافه می شد و ساعتهای تمدید شده هم همینطور . اما چیزی که کاملا مشخص بود در اونجا همه حق کاری را داشتند به جز ناظر انتخابات آقای مهندس موسوی . اون بنده خدا اینقدر کلافه بود که فکر می کرد تو این دنیا تنهاست . چراکه بی وقفه سایه ی سنگین اخراج از حوزه توسط ناظر فرماندار و نماینده ی شورای نگهبان روی سرش بود ( برای همین هیچ کاری نمی کرد و فقط منتظر بود زمان شمارش آرا برسد) . چون اون جور که شنیده بود بسیاری از دوستانش و هم حزبی هایش بی دلیل از حوزها اخراج شده بودند و از طرف دیگه هم هیچ کدارم از پیامهای کوتاهی که برای ستادش ارسال می کرد ، موفق نبود و به دستشان نمی رسید. من به اون دلداری دادم و بهش گفتم کمکش می کنم و درست از همونجا بود که من هم توسط ناظران تحریم شدم و آزادی عمل قبل را نداشتم و حتی از صحبت کردن من با نماینده ی آقای موسوی هم جلوگیری می شد. انگار که فکر همه جا را کرده بودند .

    بلاخره در ساعتهای 11 ال 12 نیمه شب که هنوز مردم برای رای دادن به حوزه ی ما می اومدن چند نفر از فرمانداری آمدند و دستور دادند دربهای ورود به حوزه را ببندند و فقط به مردم اجازه ی خروج بدهند. کم کم اون مردمی هم که باقی مونده بودند هم رای دادند و رفتند و درست در همین زمان آغاز برنامه های ناظران و کارمندان شروع شد . انگار که از قبل تمرین کرده بودند پلمپهای صندوقها را باز کردند و رای ها را که به صورت واقعا خارق العاده به 1400 رسیده بود را ریختند روی زمین تا بشمارند و در اینجا من و ناظر مهندس موسوی باید در چند متری آنها می نشستیم ( البته اونطور که شنیدم اون ناظر تنها کسی بود که در بین همکارانش تونسته بود تو حوزه بماند) . ابتدا ناظر مسئول شورای نگهبان ( مهدی خانمحمدی عضو شورای نظارت در شورای نگهبان) دستور داد که بدون در نظر گرفتن اسمای نوشته شده در آرا ، آنها را فقط دسته بندی و مرتب کنید . اما قبل از شروع دسته بندی اون ناظر کارمندان رو دسته بندی کرد و دقیقا همانهایی که طرفدار احمدی نژاد بودند را بر سر صندق ریاست جمهوری گمارد و بعقیه را بر سر صندق مجلس خبرگان .

    با توجه به دستور العمل قبلی و همینطور دستور مسئول ناظر باید بدون توجه به اسامی نوشته شده در آراء فقط آنها را دسته بندی می کردند ولی آنها بدون توجه داشتند آراء کاندیدا ها را جدا می کردند.طرز نشستن آنها به صورت دایره ای بود و اصلا من و نماینده ی آقای میر حسین موسوی روی شمارش آرا اشراف نداشتیم . حتی من یک مقداری خودم رو نزدیکتر کردم و یه کم خم شدم تا رای روی دست یکی از اون کارمندهای خانم ( همانی که داشت رای احمدی نژاد را جدا می کرد )  نگاه کنم ، اون یکدفعه برق گرفتش و طوری با من رفتار کرد که انگار من می خواستم چشم چرانی کنم . من هم تا اومدم از خودم دفاع کنم و قصدم از نزدیک شدن را بگویم مورد حمله ی چشم خوره ی آنها قرار گرفتم و پلیس حاضر در با حرکت زننده ای منو به عقب هل داد . من هم مثل نماینده ی آقای موسوی باید ساکت و بی حرکت در محل شمارش آرا فقط حضور می داشتم. اون کارمندها با بی رحمی تمام داشتند آرا رو برای احمدی نژاد جدا می کردن و نسبت اون رای ها به مهندس موسوی 4 به یک بود ( چیزی که برای من اصلا باورش امکان نداشت چون مردمی که اون رای را داده بودند چیز دیگه ای می گفتند) و جالبش هم این بود که این نسبت اصلا کم و زیاد نمی شد و تا درصد زیادی از کل آرا را با همین منوال ،( یعنی 4 عدد رای احمدی نژاد جدا می کرد و یک رای مهندس موسوی) عمل کرد . از دیوار صدا در می تونست دربیاد ولی از ما ناظران نمی تونست دربیاد.

    بعد هم در پایان گفتند که احمدی نژاد920 رای از 1400 رای را آورده و مهندس هم 440 رای را از آن خود کرده و خنده دارش هم این بود که آقای کروبی و آقای رضایی هم جمعشون شد 40 رای و هیچ گونه رای باطله هم وجود نداشت !!!

    بعد از شمارش احساس کردم که ضعیف ترین و ناتوان ترین موجود روی کره ی زمینم چراکه جلوی چشمم داشتند حق کاندید مورد نظرم را ضایع می کردند و هیچ گونه کاری از دستم برنمی اومد. بعد از پایان شمارش و یاداشت آنها ، بدون اینکه چیزی را امضا کنم و حتی کنجکاوی کنم که سر  تعرفه های باقی مونده و باطل نشده چه بلایی می آید ، از اونجا اومدم بیرون و در اون موقع شب با پای پیاده به سمت خونه ام به راه افتادم . در راه خیلی حالم بد بود و حتی نفس کشیدن برام سخت بود . بی وقفه خدا خدا می کردم که دیگر مکانها اینصورت نباشه و حداقل رای های واقعی کاندیداها را بشمارند اما وقتی رسیدم خونه و نتایج آرا رو دیدم که 67 درصد به احمدی نژاد رای دادند دنیا روی سرم خراب شد و الان بیش از 20 ساعته که با ناتوانی تمام نمی تونم جلوی اشکهام رو بگیرم . باورتان نمی شود بارها رو بارها کیبوردم از اشکهام خیس شده و هیچ چیزی نمی تونه منو آرم کنه . مخصوصا الان که می بینم با بی رحمی تمام به کسانی که فقط رایشان می خواهند حمله می شود و مثل جانی ها به آنها رفتار می کنند دلم می خواد بترکه . حتی به فکرم رسیده برم خودکشی بکنم. خدا لعنتشان کند چطور همه ی رویاهام را ازم گرفتند و به جاش اشک را به من تحمیل کردند. 

    من از همه ی طرفداران آقای موسوی و همینطور از خود ایشون می خواهم که ساکت نشینند . به شرف ، غیرت ، شعور و حق انسانی ما توهین شده . دلسردی همه ی زندگی ما را گرفته . من انگیزه برای هیچ کاری را ندارم  و همینطور افسرده و افسرده تر تو خونه نشستم. هیچ وقت این حال را پیدا نکرده بودم ، چراکه به عنوان یک دانشجوی مهندسی و فردی روشن فکر و جدا شده از احساسات  هرقدر گریه می کنم آرام نمی شوم.

    من مشخصات کامل خودم را ننوشتم اما اگر می خواهید ، من هیچ گونه ابائی از این کار ندارم و می تونم حتی مدارک و مستندهایم را براتون ارسال کنم.

    درپایان هم باید از حضور شما معذرت خواهی کنم ، هم به خاطر غمگین کردنتون و هم به خاطر به هم ریختگی جمله بندیهام و غلطهای املاییم.

     

    هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

    بلند شید و کمک کنید ایران بلند شود

    + نوشته شده توسط حمید در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388 و ساعت 15:26 |
    با سلام خدمت دوستان

    خوب مدت طولانی است که به روز نکرده بودم و باور نمی کنید که چقدر امروز خوشحالم که بلاخره فرصتی دست داد تا آپلود کنم.

    شاید تا به حال متوجه ی تلاش عربهای کثیف در توطئه ی خلیج فارس شده اید ، پس بايد بگم كه متاسفانه اين موضوع از توطئه گذشته و اونها ديگر به صورت غير رسمي نام مقدس خليج فارس رو عوض نمي كنند ، اينبار با وقاحت تمام در تمامي كتابهاي درسي و غير درسي از خليج عرب استفاده مي كنند نمي دونم آخه چقدر بايد وقيح باشند كه جشنواره ي بين المللي برگزار كنند تحت عنوان خليج عرب ، قابل درك نيست اينكه مردم تمام دنيا بيش از يكهزار سال نام دريايي رو خليج فارس خطاب كنند و به يك باره نامش به طور كل تغيير كند

    خوب چرا كه نه ، وقتي سران نظام كارشون اين باشه كه دنبال بمب اتم باشن و به اسرائيل و آمريكا فحش بدن و پول نفت رو بگيرن براي فلسطين و لبنان خرج كنند بايد هم دوبي با پانصد هزار نفر جمعيت در مقابل ايران ادعاي عرضي كند  . به قول معروف اگر خيانتي نباشه استسماري هم نيست.

    نميدونم شما تا به حال شده كه به حركات كفتار بر عليه شير دقت كنيد ،شير وقتي صاحب يك طعمه باشه كفتار ها از دور تماشاش مي كنن ، وقتي كه اون شير بهشون محل نمي ده اونها خودشون رو نزديك و نزديكتر مي كنند و اگر باز هم شير كاري به كارشون نداشته باشه شير و يا شيرها رو محاصره مي كنند و همين جاست كه شير طعمه اش رو رها مي كنه براي كفتارها اما اونها به طعمه هم راضي نمي شن و قصد دارن كه خود شير رو هم طعمه كنند. اين داستان دقيقا داستان ما ايراني ها شده چون از بيست سال پيش كه اون عربهاي كفتار صفت مشمئز كننده ماجراي جزاير سه گانه رو راه انداختن با جواب دندان شكني از طرف سران خائن نظام روبه رو نشدن و همون جا دريافتن كه ميشه به اون آرزوي پليدشون برسن :

    اونها همينطور نزديك و نزديك تر شدن ، دقيقا عين كفتارها . اول يه ترانه از خليج عربيشون گفتن :

    بعد براي خودشون توي كتاب داستانهاشون از داستانهاي اجداد شتر سوار و باديه نشينشون تو خليج عرب گفتن و باز هم جوابي بهشون داده نشد . بعد رفتن به يه موسسه پول هنگفتي دادن كه توي يه سري اطلسهاي جهاني نام پرشيان گلف رو فقط گلف بنويسه كه با تعصن ايراني هاي باغيرت لوس آنجلس جلوي اون موسسه اين موضوع منتفي شد. بعد جام فوتبالي  رو كه ميان كشورهاي عربي خاورميانه برگزار مي شد رو به جام الخليج تغيير نام دادن و باز هم  به جز معدودي ايراني هاي خارج كشور كسي باهاشون كاري نداشت و همينطور نزديك و نزديكتر شدن تا اينكه توي تمام تلويزيونهاشون مي گن خليج عرب و تازه نام همون جام فوتبال رو هم به جام خليج عرب تبديل كردند و حالا هم كه در دوبي جشن خليج عرب در حال برگزاري است .

    مطمئن باشيد كه اگه الان جلوشون گرفته نشه  اونها به همين طعمه ي خليج فارس راضي نمي شن و حتي براي خود اهواز و ايران هم نقشه مي كشن .

    بيائيد بي كار ننشينيم ، تا خليج فراس رو هم مثل درياي خزر ازمون بگيرن . من نمي فهمم آخه يك دريائي كه در بهترين موقعيت جغرافيائي براي اقتصاد و همچنين ذخاير چند مليارد بشكه نفت و ملياردها متر مكعب گاز ارزش اين رو نداره كه ما مهاجم رو سر جايش بنشونيم.

     

     

    و اما آلبوم جديد ابي عزيز

    حتما مي دونيد كه از سالها پيش صحبتي از يك آلبوم مي شد كه ابي عزيز قصد دارد از آهنگاي هنرمند بزرگ و فقيد ، زنده ياد بابك بيات بيرون بدهد ، كه خدا رو شكر مقدمات اين آلبوم در زمان حيات زنده ياد بابك بيات فراهم شد . اما با  درگذشت زنده ياد بابك بيات عرضه ي اين آلبوم با مشكلاتي مواجه شد .

    يكي مشكل تنظيم اين آلبوم بود و ديگري مسائل حقوقي اش كه به راحتي قابل حل نبود.

    با نقل مكان يكي از پسران بابك بيات به لوس آنجلس و تلاشهاي ايشون مسائل حقوقي اين آلبوم ، خدا رو شكر  حل كرد . ولي از اون مهمتر مسئله ي تنظيم اين آلبوم بود كه بسيار هم حساس بود.

     

    كه بلاخره با حضور ابي و شهرام آذر در يكي از شبكه هاي لوس آنجلسي به مردم اين نويد داده شده كه كار تنظيم اين آلبوم بزرك به شهرام آذر سپرده شده . خوب اين مسئله جاي خوشحالي داشت چرا كه شهرام قبلا امتحانش رو در تنظيم آلبوم طلوع كن پس داده بود و مي توان بهش اعتماد كرد.

    البته در گوشه و كنار شنيده مي شه كه باربد بيات فرزند زنده ياد بايك بيات هم كار تنظيم دو يا سه تا از آهنگهاي اين آلبوم را بر عهده گرفته كه براي ايشون هم آرزوي موفقيت مي كنيم.

    ضمنا زمان عرضه ي آلبوم به گفته ي خود شهرام آذر در كريمس امسال مي باشد و امكان اين هم هست كه آلبوم توسط شبكه ي طپش عرضه شود.

    با آرزوي موفقيت براي شما

     

    + نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه هشتم خرداد 1387 و ساعت 11:35 |


    irLearn.com

    center:0px; top:0px;">  جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی و آنچه که خلاف واقعیت است(مهندس موسوی:بر خلاف اعاهای شما من هنوز هم به قانون پای بندم)تیرماه 1388  جنبش بزرگ وبلاگی موج سبز سوم اعتراض به جنایات احمدی نژاد و حامیانش و حمايت از مهندس موسوی تیرماه 1388
    JavaScript Codes کدهای خفن جاوا اسکریپت

    اسکریپت
    .

    Your browser does not support inline frames or is currently configured not to display inline frames.